دیده اید که وقتی روی شیشه بخار زده با انگشت یک چیزی مینویسید و بعد بخار شیشه از بین می رود بعد از چند مدت اگر شیشه دوباره بخار کند نوشته روی آن دوباره پدیدار میشود؟

این داستان برگرفته از این واقعیت فیزیکی است....
۲۶ دیماه ۵۷ که آقاجان خبر فرار شاه را توی صف نان سنگک شنیده بود خوشحال به خانه برگشت و ماجرا را با آب و تاب برای ما تعریف کرد....
رفت کنار پنجره چوبی اتاق ایستاد و روی بخار شیشه که قل قل سماور خانم جان باعث آن شده بود نوشت: شاه رفت....
....
دو سه روز پیش برای تجدید خاطرات و برداشتن خرت و پرت به خانه قدیمی مان رفته بودم.کنار همان شیشه ایستادم.زمستان سرد آن طرف شیشه و بخار نفسم عبارت آقاجان را اگرچه کمی ناخوانا دوباره روی شیشه زنده کرد..... شاه رفت....
با اندکی زیاد تخیل
خبرگزاري فارس: سيدوحيد حسينينامي، فيلمساز جوان ايراني به عنوان تنها نماينده قاره آسيا در سي و يكمين جشنواره بينالمللي فيلمهاي ورزشي «پالرمو» ايتاليا حضور مييابد.

به گزارش خبرگزاري فارس از تبريز، اين فيلمساز جوان ايراني با ساخت فيلم كوتاه «كاميكازه» موفق شد به عنوان تنها نماينده قاره آسيا در اين جشنواره معتبر بينالمللي حضور يابد.
اين فيلم هم اكنون كانديداي دريافت جايزه در هفت بخش صدا، تدوين، فيلمنامه، تصوير، كارگرداني، بهترين فيلم و داستانپردازي منطبق با موضوع جشنواره است.
«كاميكازه» داستان قهرمان شنايي است كه در اثر دوپينگ، زندگي حرفهاي خود را در آستانه سقوط ميبيند.
از عوامل اين اثر ميتوان به سيدوحيد حسينينامي، نويسنده و كارگردان، محمد پورعبداله فرشبافي، روابط عمومي و هماهنگي جشنوارههاي بينالمللي، امير پورحكمت، تصويربردار، عليرضا سلمانپور، تدوين، كاميار شكيبايي، بازيگر، امين باحجب، مدير توليد، علي امينمظفري، مجري طرح و رضا عليمهر، تهيه كننده اشاره كرد.
فيلم 20 دقيقهاي «كاميكازه» پيش از اين در جشنواره بينالمللي فيلمهاي ورزشي تهران و جشنواره بينالمللي «سينه وست» استراليا حضور يافته است.
سيدوحيد حسينينامي، متولد 1364 تبريز بوده و ساخت فيلمهاي كوتاه «آستان»، «شكارگاه»، «راه رفتن روي ريل ها»،«ميليمتر» و «ركورد» را در كارنامه هنري خود دارد.
نامبرده دانشآموخته سينما و كارگرداني بوده و پيش از اين افتخار حضور در جشنواره بيست و پنجمين بينالمللي فجر و نيز كسب قلم طلايي از جشنواره فيلم دفاع مقدس را دارد.
انتهاي پيام/ج30/
یکی برایم اینگونه نوشت...
"هو"
ساعت دوبار زنگ می زند
امروز روز دوم آبان است
مادر ساعت هاست مدام می نالد
هنوز هیچ خبری از تو نیست
ناگهان مادر چه عاشفانه فریاد کشید
تو آمدی و پدر
خنده را زائید... .
در روزگاریکه کسی با کسی عکس یادگاری نمی گیرد...

20 اول
دیروز روز اول دانشگاه بود...
...
سر کلاس که رسیدم روی بازوی صندلی یک ورقه بود... بی نام... مربوط به امتحان علوم سیاسی ... نمره اش ۲۰ بود....
نمیدانم این اولین ۲۰ من بود یا آخرین ۲۰ یک دانشجو که حالا دیگر نبود....
![]()
دانشگاه تهران

