تبليغاتX
.................آرتاوریژ...............
 
.................آرتاوریژ...............

یادداشت های محمد پورعبداله فرشبافی
صفحه نخست   ::   آرشیو  ::   تماس با من   
 
پوزخند

پوزخند

 

ماهی قرمز

اگر مظهر زندگی بود خودش را سیزده نشده

تلف نمیکرد....

سبزه اگر مظهر طراوت بود

روز نحس سال

زیر لاستیک خودروها له نمی شد....


پی نوشت : سال نو مبارک



86/12/29-16:46 |   | محمد پورعبداله فرشبافی | گروه حرف ها |لینک به نوشته
گوی سرخ

گوی های سرخ

 

شرط بندی کردیم گوی سرخ به هرکسی که افتاد پایش را از عشق کنار بکشد!

کنار که کشیدم ، فهمیدم هر سه گوی ، سرخ بودند...

 

 

 

 



86/12/22-17:24 |   | محمد پورعبداله فرشبافی | گروه  |لینک به نوشته
خانه تکانی

خانه تکانی*

 

" این آخر سالی تغییر دکوراسیون خانه بدک نیست " آقا جان می گفت.

" جمعه آخر سال همه خانه باشید تا صندلی ها را جا به جا کنیم " خواهر می گفت.

" این خانه ی کلنگی که این حرفها را ندارد.... " من توی دلم میگفتم .

اصلا خانه ی بدون مادر جان بهتر است که تکان داده نشود!....

راستی من بیست و چهارم باید بروم سر خاک مامان میهن .... من نیستم....

آقا جان اخم کرده بود...

 


 

* این داستان واقعی نیست.



86/12/11-20:42 |   | محمد پورعبداله فرشبافی | گروه قصه ها |لینک به نوشته
بیمار قهقهه

 

بیمار قهقهه*

 

-  آقای دکتر خیلی وقت است از ته دل نخندیده ام....

-  سیرک بزرگ شهر را پیشنهاد می کنم. دلقکی دارد که روده برت میکند.

-  آقای دکتر من دلقک سیرک بزرگ شهرم.....

 * روایتی دیگر از یک داستان قدیمی .....

 



86/12/01-12:32 |   | محمد پورعبداله فرشبافی | گروه قصه ها |لینک به نوشته